.
× اطلاعات وراثتي جانداران بجزء ويروس هاي RNA را در مولكول DNA و در ساختار ويژه اي از اين مولكول که آن را ژن مي نامند نهفته است. اگر بخواهيم تعريفي از ژن داشته باشيم با توجه به كتاب زيست شناسي و آزمايشگاه (2) مي توان گفت؛ ژن بخشي از مولكول DNA است كه موجب سنتز پروتئين يا RNA مي شود. البته اين تعريف خالي از اشكال نيست. زيرا بعضي از ويروس ها داراي RNA هستند. همچنين بعضي از ژن ها اثر تنظيمي برژنهاي ديگر داشته و از آنها RNA يا پروتئين سنتز نمي شود. بنابراين بهترين تعريف ژن بدين صورت مي باشد: بخشي ازنوكلئيك اسيد است كه به عنوان يك واحد عمل كننده كار مي كند. ×اولين اظهارنظر را در مورد چگونگي فعاليت ژن ها در سال 1909 يك پزشك انگليسي به نام "سرآرچيبالد گرو" مطرح كرد. در آن زمان ژن واژه جديدي بود كه هيچكس در مورد ماهيت شيميايي و ساختمان آن اطلاعاتي نداشت. تصور گرو براين بود كه ژنها از طريق آنزيم فعاليت مي كنند. ×بعضي از امراض ارثي در انسان موجب نقص هاي بيوشيميايي مي شوند. براي مثال بيماري آلكاپتونوريا يك نوع بيماري ارثي (از نوع اتوزومي مغلوب) است كه ادرار افراد مبتلا به اين بيماري در مجاورت هوا سياه مي شود. علت سياه شدن وجود ماده اي در ادرار به نام هموجنتيسيك اسيد است.
آقاي گرو پي برو كه در افراد سالم اين اسيد وجود ندارد. چون آنزيمي به نام هموجنيتسيك اسيد اكسيداز آن را تجزيه مي كند. بنابراين در افراد بيمار ژن توليد كننده آنزيم هموجنتيسيك اسيد اكسيداز داراي نقص مي باشد و آنزيم موردنظر توليد نخواهد شد.

×نظريه يك ژن ـ يك آنزيم: هر ژن از طريق توليد يك آنزيم تأثير خود راعمل مي كند.
×آزمايشهايي را كه منجر به تأئيد و ارائه نظريه يك ژن ـ يك آنزيم شد دو دانشمند به نام هاي جورج بيدل و ادوارد تيتوم انجام دادند. تا زمان بيدل وتيتوم بيشتر آزمايش ها روي صفات فنوتيپي بود . مثلاً ژنهاي كنترل كننده رنگيزه در گياهان را پژوهشگران انگليسي تحقيق كردند.
پژوهش آنان مربوط به رنگيزه آنتوسيانين موجود در گياه پامچال بوده است. در اين گياه سه ژن، هر كدام با تأثير بر رنگيزه آنتوسيانين موجب رنگهاي متفاوت در اين گياه مي شود (قرمز، صورتي، گل سرخي) . همچنين آزمايش هاي ديگري روي ژنهاي كنترل كننده رنگ چشم در مگس سركه بوده است كه اين آزمايش ها نيز فنوتيپي بوده است.
×آقاي بيدل و تيتوم جهش هابي را بررسي كردند كه برروي ژنهاي كنترل كننده واكنش هاي مهم متابوليك از قبيل توليد ويتامين و آمينواسيد بود. اين دو محقق برروي هاگهاي كپك نوروسپورا كراسا براي بررسي عمل ژن استفاده كردند.
×كپك نوروسپورا از دسته قارچ هاي آسكوميست (فصل 11 كتاب پيش دانشگاهي) مي باشد كه داراي چرخه زندگي هاپيوئيدي است. قارچ هاي آسكوميست در چرخه توليد مثل جنسي خود 8 هاگ هاپلوئيد درون هر هاگدان (آسك) توليد مي كنند. اين قارچ چون داراي سرعت توليد مثلي بالائي است در مطالعات وراثتي انتخاب مي شود.
×كپك نوروسپورا در لوله آزمايشي حاوي نمك ها، كمي شكر و يك نوع ويتامين (بيوتين؛ يكي از ويتامين هاي خانواده B) قادر به كشت دادن مي باشد. مجموع اين مواد را محيط كشت حداقل مي نامند.آقاي بيدل وتيتوم هاگهاي اين كپك را در معرض اشعه X قرار دادند به اميد اينكه تغييراتي در توانايي اين قارچ ها در ساختن موادآلي ايجاد كنند (جهش) . آنها مشاهده كردند كه بعضي از هاگهاي پرتو ديده در محيط كشت حداقل قادر به رشد نخواهند بود، ولي چنانچه مواد غذايي اضافي از قبيل اسيدها ي آمينه و ويتامين به محيط كشت حداقل اضافه مي شد اين هاگها نيز قادر به رشد بودند. البته مي دانيم هرگونه تغيير در ماده وراثتي راجهش گويند. ولي آقاي بيدل و تيتوم از جهش و چگونگي انجام آن اطلاعي نداشتند، جهش از ديدگاه آنان يعني عدم رشد كپك نوروسپورا در محيط كشت حداقل بوده است.
اين دو محقق روشي را ابداع كردند كه در اين روش به محيط كشت حداقل انواع ويتامين ها و اسيدهاي آمينه اضافه شد و يك محيط كشت كامل(غني شده) به دست آمد. هاگهاي پرتو ديده نمي توانستند در محيط كشت حداقل رشد كنند ولي درمحيط كشت كامل قادربه رشد بودند.
بعضي مواد (ويتامين ، اسيدآمينه) + محيط كشت حداقل = محيط كشت كامل
×با انجام آزمايش هاي مختلف به تدريج معلوم شد كه عملاً هر ماده اي را كه قارچ درحالت طبيعي توسط مي سازد تحت كنترل وراثتي است و با اشعه X و يا فرا بنفش مي توان ژنها را طوري تغيير داد كه قادر به عمل نباشند.
×آقاي بيدل و تيتوم
تأثير جهش را درسنتز اسيدآمينه پيدا كردند. جهش هاي متعددي در نوروسپورا كشف شد. گروهي از اين جهش يافته ها براي رشد نياز به آمينواسيد آرژينين داشتند. مسير بيوسنتزي براي ساخت اسيد آمينه آرژينين به قرار زير است:
×پيش ماده X مربوط به محيط كشت حداقل مي باشد.
×آقاي بيدل و تيتوم مشاهده كردند كه جهش يافته هاي نيازمند به آرژينين سه دسته اند:
×در جدول زير سه نوع جهش يافته و دليل عدم رشد در محيط حداقل را مشاهده مي كنيد.
جهش یافته |
امکان رشد |
دليل عدم رشد در محيط كشت حداقل |
|
اول |
محيط كشت حداقل + اورنيتين ،سيترولين يا آرژينين |
نقص ژن 1 |
|
دوم |
محيط كشت حداقل + سيترولين يا آرژينين |
نقص ژن 2 |
|
سوم |
محيط كشت حداقل + آرژينين |
نقص ژن 3 |
×همانطور كه درجدول مشخص است در جهش يافته هاي اول ژن 1 نقص دارد. با نقص ژن 1 آنزيم 1 توليد نخواهد شد. عدم حضور آنزيم 1 پيش ماده (X) به محصول (اورني تين) تبديل نخواهد شد و در صورت فعال بودن آنزيم 2 و 3 ستيرولين وآرژينين نيز توليد نمي شود.
×در جهش يافته دوم ژن 2 نقص دارد. با نقص ژن 2 آنزيم 2 توليد نخواهد شد. عدم حضور آنزيم 2 اورنيتين به سيترولين تبديل نخواهد شد و درصورت فعال بودن آنزيم 3 آرژينين نيز توليد نمي شود.
×در جهش يافته سوم ژن 3 نقص دارد. با نقص ژن 3 آنزيم 3 توليد نخواهد شد. عدم حضور آنزيم 3 ، سيترولين به آرژينين تبديل نخواهد شد و آرژينين توليد نمي شود.
تنظيم بيان ژن در پروكاريوت ها :
×تنظيم بيان ژن در پروكاريوت ها عمدتاً هنگام رونويسي صورت مي گيرد يعني اگر نيازي به محصول ژن نباشد از آن ژن رونويسي صورت نمي گيرد.
×تنظيم بيان ژن در پروكاريوت ها برعهده اپران ها است. اين مكانيزم اولين بار توسط آقاي ژاكوب و مونو در مورد تنظيم ژنهائي كه در E.coli آنزيم هاي لازم در شكستن لاكتوز را كنترل مي كنند، ارائه گرديد.
هر اپران شامل بخشهاي زير است:
-بخش تنظیم کننده ---> شامل راه انداز و اپراتور
-ژن یا ژن های ساختاری
× RNA پلي مراز در جايگاه راه انداز اپران قرار مي گيرد.
×پروتئين تنظيم كننده (مهاركننده) : اگر نيازي به محصول يك اپران نباشد اين پروتئين توسط اپران ديگري كه داراي ژن تنظيم كننده است ساخته مي شود و دراپراتور قرار مي گيرد و مانع از حركت RNA پلي مراز برروي ژن مي شود و درنتيجه جلوي عمل رونويسي را مي گيرد (اپران خاموش مي شود)
اپران لک:
اپرانی که متابولیسم لاکتوز را کنترل می کند.
-بخش تنظیم کننده-----> راه انداز و اپراتور
-سه ژن ساختاری
×باكتري E.coli براي اينكه بتواند لاكتوز را جذب و آن را تجزيه كند به سه آنزيم نياز دارد. دانشمندان دريافتند كه وقتي لاكتوز ر محيط نيست غلظت اين سه آنزيم در باكتري اندك است (از قبيل مقدار كمي وجود دارد) اما پس از حضور لاكتوز در محيط غلظت هر سه آنزيم هماهنگ با هم افزايش مي يابد.
چه وقت ايران لك خاموش است؟
× وقتي لاكتوز در محيط باكتري نباشد پروتئين مهار كننده به اپراتور متصل شده و جلوي حركت RNA پلي مراز را مي گيرد.
چه وقت اپران لك روشن است؟
× وقتي لاكتوز در محيط باشد دردرون باكتري تبديل به آلولاكتوز مي شود و آلولاكتوز به مهاركننده متصل شده وتغييراتي در شكل آن پديد مي آورد و منجر به جدا شدن مهار كننده ا ز اپراتور مي شود.
×آلولاكتوز را عامل تنظيم كننده گويند.
mRNA چندژني:
×چند ژن ساختاري كه تحت كنترل يك بخش تنظيم كننده هستند و همگي يك راه انداز دارند mRNA اي كه توليد مي كنند را mRNA چند ژني گويند. مثل اپران لك كه از سه ژن ساختاري ساخته شده و طي رونويسي يك mRNA ساخته مي شود.
mRNA تك ژني:
× اگر اپران فقط از يك ژن ساختاري تشكيل شده باشد، به mRNA حاصل از آن تك ژني گويند. mRNA حاصل از اپران ژن تنظيم كننده تك ژني است.
×ژن تنظيم كننده اپران لك را با i نشان مي دهند كه يك مهار كننده را كد مي كند كه داراي 360 آمينواسيد است كه در حالت فعال يك تترامر (چهارتائي) است كه حاوي چهار محصول متشابه ژن i است.
تنظيم بيان ژن دريوكاريوت ها:
× در اين قسمت تنظيم بيان ژن به صورت مقايسه با پروكاريوت ها بيان مي شود.
×در يوكاريوت ها مدل اپران وجود ندارد.
×مقدار DNA سلولهاي يوكاريوتي از پروكاريوتي بيشتر است.
×دريوكاريوت ها بدليل وجود غشاي هسته عمل رونويسي (در هسته) و عمل ترجمه (سيتوپلاسم) از هم جدا مي باشند و در نتيجه فرصت بيشتري براي تنظيم بيان ژن نسبت به پروكاريوت ها وجود دارد.
-در هسته --------> قبل از رونویسی ، هنگام رونویسی و بعد از رونویسی
-در سیتوپلاسم---------> پس از خروج mRNA از هسته ، هنگام ترجمه و پس از ترجمه
×غالباً تنظيم بيان ژن در يوكاريوت هاهنگام شروع رونويسي است.
×در پروكاريوت ها فقط يك نوع RNA پلي مراز وجود دارد ولي در هسته يوكاريوت ها سه نوع آنزيم RNA پلي مراز (III,II,I) وجود دارد.
×در پروكاريوتها آنزيم RNA پلي مراز مستقيماً مي تواند راه انداز راشناسائي كند ولي RNA پلي مراز يوكاريوت ها نمي تواند به طور مستقيم راه انداز را شناسائي كند و به همين دليل نياز به يكسري پروتئين هاي مختلفي تحت نام عوامل رونويسي مي باشد.
×در يوكاريوت ها معمولاً پروتئين هائي كه عمدتاً ازنوع فعال كننده مي باشند به قسمت هائي از DNA (توالي افزاينده) متصل شده و رونويسي را تحت تأثير قرار مي دهد (افزايش رونويسي) در صورتي كه اين فعال كننده ها در سلولهاي پروكاريوتي وجود ندارند.
توالي افزاينده:
×توالي هائي از DNA كه با راه انداز هزاران نوكلئوتيد فاصله داشته اما رونويسي را تحت تأثير قرار مي دهد.
شيوه عمل توالي افزاينده:
× بين توالي افزاينده و راه انداز حلقه اي ايجاد مي شود كه موجب مي شود فعال كننده اي كه به توالي افزاينده متصل است بتواند عوامل رونويسي متصل به راه انداز را فعال كند.
×فعال كننده خود يك عامل رونويسي است.

جهش :
×هرگونه تغيير در اطلاعات ژنتيكي را جهش گويند. موجود زنده اي كه از راه جنسي توليد مثل مي كند، تنها جهش در سلولهاي جنسي است كه به نسل بعد مي رسد. جهش در سلولهاي غير جنسي فقط برفردي كه جهش در اورخ داده تأثير مي گذارد.
انواع جهش:
- کروموزومی------> تغییر در تعداد کروموزوم و تغییر در ساختار کروموزوم
-ژنی(نقطه ای)------> جانشینی(موثر و بی اثر)
جهش هاي نقطه اي:
× جهش هائي كه يك يا چند نوكلئوتيد ژن را برروي كروموزوم تغيير مي دهند.
جهش هاي جانشيني موثر:
× جهش هائي كه يك نوكلئوتيد ژن با نوكلئوتيد نوع ديگري عوض شود و موجب تأثير در بيان ژن شود.
×مثال: بيماري كم خوني ناشي از گلبولهاي قرمزداسی شكل نوعي بيماري ازنوع اتوزومي مغلوب است كه در اثر جانشين شدن نوكلئوتيد آدنين دار به جاي نوكلئوتيد تيمين دار حاصل مي شود كه موجب جانشيني اسيد آمينه والين به جاي اسيد آمينه اسيد گلوتاميك درپروتئين حاصله شده و در نهايت موجب داسي شكل شدن گلبول قرمز مي شود.
جهش هاي جانشيني بي اثر:
جهش هائي كه يك نوكلئوتيد ژن بانوكلئوتيدنوع ديگري عوض مي شود ولي دربيان ژن تأثير نخواهد داشت. همان طور كه قبلاً گفته شد بعضي آمينواسيدها چند رمز دارند كه در اثر جهش جانشيني ممكن است يك رمز به رمز ديگر همان آمينواسيد تبديل شود كه در اين صورت هيچ تغييري در پروتئين حاصله ايجاد نخواهد شد. مثلاً اگر در اثر جهش نهايتاً كدون UGU به UGC تغيير يابد. چون هر دوكدون مربوط به آمينواسيد سيستئين است تأثيري در بيان ژن نخواهد داشت.
×اگر جهش در منطقه اينترون ژن اتفاق افتد تأثيري در بيان ژن نخواهد داشت زيرا در عمل پيرايش حذف مي شود.
×در جهش هاي نقطه اي از نوع افرايشي يك يا چند نوكلئوتيد به ژن اضافه مي شود و درجهش هاي نقطه اي از نوع كاهشي يك ياچند نوكلئوتيد ژن حذف مي شود.
×اگر تعداد نوكلئوتيدهاي حذف يا اضافه شده 3 يا مضربي از 3 باشد همان تعداد آمينو اسيد در سطح پروتئين حذف يا اضافه مي شود (البته وقتي كه رمز پايان تشكيل شود) و اگر تعداد نوكلئوتيدهاي حذف يا اضافه شده سه يا مضربي از سه نباشدچارچوب خواندن تغيير مي كند. بنابراين زماني مي توانيدجهش افزايشي و كاهش را جزء تقسيم بندي هاي جهش تغيير چارچوب محسوب كنيم كه نوكلئوتيدهاي حذف يا اضافه شده سه و يا مضربي از سه نباشد.
جهش تغيير چارچوب:
جهش هائي كه موجب اشتباه خواندن حروف سه نوكلئوتيدلي مي شود و طي آن چارچوب الگوي خواندن در يك يادو موضوع جا به جا مي شود.
|
DNA |
TAC ACA CGT ATT |
نوع جهش |
|
RNA |
AUG UGU GCA UAA met cys ala پایان |
|
|
DNA RNA |
TAC ACT CGT ATT AUG UGA GCA UAA met پایان |
جانشيني مؤثر |
|
DNA RNA |
TAC ACG GGT ATT AUG UGU CGC AUA A met cys arg IIe |
افزايش |
|
DNA RNA |
TAC ACC GGT ATT AUG UGG CAU AA met trp His |
كاهشي |
1ـ در جدول زير يكسري ويژگي را مي بينيد با علامت - نشان دهيد كه هر كدام از اين ويژگي ها مربوط به كدام گروه جانداران مي باشد،پروكاريوت ها، يوكاريوت ها و يا هر دو
|
رديف |
ويژگي |
پروكاريوت |
يوكاريوت |
|
1 |
سه نوع آنزيم RNA پلي مراز (در سيتوپلاسم) دارند. |
|
|
|
2 |
راه انداز ژن را با استفاده از عوامل رونويسي شناسائي مي كنند. |
|
|
|
3 |
DNA بيشتري دارند. |
|
|
|
4 |
عمل رونويسي درهسته صورت مي گيرد. |
|
|
|
5 |
بخش تنظيم كننده بيان همزمان ژنها راكنترل مي كند. |
|
|
|
6 |
حذف رونوشت اينترون در سيتوپلاسم صورت مي گيرد. |
|
|
|
7 |
RNA پلي مراز پروكاريوتي دارند. |
|
|
|
8 |
هم mRNA هاي چند ژني وهم mRNA هاي تك ژني دارند. |
|
|
2ـ در جدول زير يكسري ويژگي ها سلولهاي يوكاريوتي را مي بينيد. با علامت* نشان دهيد كه هر كدام يك از ويژگي ها مربوط به كدام پديده ترجمه، رونويسي و همانند سازي مي باشد (ممكن است 2 يا سه مورد انتخاب شوند).
رديف |
ويژگي |
رونويسي |
ترجمه |
همانند سازي |
|
1 |
درهسته انجام مي شود |
|
|
|
|
2 |
اولين قدم براي ساختن پروتئين است. |
|
|
|
|
3 |
مونومر مولكول ساخته شده نوكلئوتيد است. |
|
|
|
|
4 |
پيوند فسفودي استرتشكيل مي شود. |
|
|
|
|
5 |
tRNA لازم است. |
|
|
|
|
6 |
نياز به ATP دارد. |
|
|
|
|
7 |
پيوند هيدروژني تشكيل مي شود. |
|
|
|
دراين پرسش عبارتهايي در دو ستون آورده شده است. هر يك از عبارتهاي ستون (الف) در ارتباط با يكي از عبارتهاي ستون (ب) است. عبارتهاي مرتبط به هم را در دو ستون مشخص كنيد.
|
الف) جايگاه اتصال آنزيم RNA پلي مراز براي شروع عمل رونويسي است. ب) عامل تنظيم كننده است. ج) بخشي از RNA كه در حين عمل پيرايش حذف مي شود. د) بخشي از DNA كه موجب افزايش رونويسي مي شود. هـ) بخشي از DNA كه غني از بازهاي C و G براي پايان رونويسي است. و) يك پروتئين تنظيم كننده است. ز) بخشي از RNA كه موجب پايان عمل ترجمه مي شود. |
1ـ جايگاه پايان رونويسي 2ـ توالي افزاينده 3ـ راه انداز 4ـ رونوشت اينترون 5ـ آلولاكتوز 6ـ مهار كننده 7ـ كدون پايان |
1ـ در زير ويژگي سه جهش را مي بينيد كه اين جهش ها مربوط به مراحل مختلف زنجيره سنتز آمينواسيد متيونين است.
جهش (1) رشد فقط در حضور متيونين
جهش (2) رشد در حضور متيونين، تركيب A يا B
جهش (3) رشد در حضور متيونين، تركيب B,A يا C
مسير بيوسنتزي آمينواسيد متيونين را از پيش ماده X بنويسيد؟
2ـ با فرض اينكه در مولكول DNA اي باز C موجود نباشد. رمزها بايستي چند حرفي بودندتا تمام 20 نوع آمينواسيد كلمه رمز داشتند؟
3ـ دانش آموزي ادعا مي كند كه دريك سلول يوكاريوتي بيش از سه نوع آنزيم RNA پلي مراز موجود است. درمورد صحت و يا نادرستي ادعاي وي بحث كنيد؟
4ـ اين جمله راتفسير كنيد «دو tRNA متفاوت قطعاً آنتي كدون متفاوت دارند، ولي ممكن است اسيد آمينه هايشان يكي باشد. »
5ـ آنزيمي به نام تريپتوفان سنتتاز از دو زنجيره پلي پپتیدی تشكيل شده است كه ساختار آنها متفاوت است.
الف ـ چگونه با اين مطالب نظريه يك ژن ـ يك آنزيم را ردمي كنيد؟
ب ـ آيا مي توانيد دلايلي ذكر كنيد كه نظريه يك ژن ـ يك رشته پلي پپتد نيز رد شود؟
6ـ با ذكر دو دليل توضيح دهيد كه چرا اطلاعات حاصل از رمز ژنتيك نمي تواند ساخته شدن ژن يوكاريوت را از روي رديف آمينواسيدهاي پروتئين هائي كه فراورده آن ژن هستند به خودي خود مسير كند؟
7ـ يك نوار پلي نوكلئوتيدي مصنوعي با مخلوطي از C و G كه فراواني نسبي آنها به ترتيب سه به يك است سنتز كرده ايم. با فرض اينكه اين ريبونوكلئوتيدها به طور اتفاقي ترتيب خطي حاصل كنند فراواني نسبي رديف هاي سه تائي زير را كه انتظار مي رود در مخلوط پديد آيد را پيش بيني كنيد.
الف) GGG ب) CGG ج) GCC
8ـ اينكه بسياري از آمينو اسيدها چندين كدون دارند چه مزيتي محسوب مي شود؟
9ـ دانش آموزي ادعا مي كند توالي سه نوكلئوتيدي AUG فقط درجايگاه Pريبوزوم قرار مي گيرد به نظر شما ادعاي وي صحيح است؟
10ـ دو جاندار زير موجود مي باشد. تنظيم بيان كدام درسطح رونويسي در سيتوپلاسم صورت مي گيرد؟ توضيح دهيد چرا جاندار (1) استرپتوكوكوس نومونيا جاندار (2) تريكودنيا
11ـ در جانداري جهش صورت گرفت ولي در بيان ژن تأثير نداشته است. دلايل خود راذكر كنيد؟
12ـ فردي ادعا مي كند كه برروي مولكول DNA فقط رمز مربوط به آمينواسيدها وجود دارد. آيا ادعاي وي درست است؟ بحث كنيد.
13ـ با فرض اينكه رشته زير مربوط به توالي بخشي از DNA باكتري E.coli باشد. با توجه به آن به سوالات زير پاسخ دهيد. <-------------------- جهت رونویسی
TTCTACATG CGG AGC GAATGAACT AGC
الف) اگر از رشته موردنظر رونويسي و ترجمه صورت گيرد آخرين كدوني كه درجايگاه P ريبوزوم قرار مي گيرد كدام است؟
ب) با فرض اينكه از رشته مكمل فوق رونويسي و ترجمه صورت گيرد ريبوزوم چند بار برروي mRNA جا به جا مي شود؟
14ـ اگر از دو رشته يك مولكول DNA مكمل هم، عمل رونويسي و ترجمه صورت گيرد، آيا دو رشته پلي پپتيدي حاصله يكسانند؟ توضيح دهيد.
15ـ از برخي آنتي بيوتيك ها مانند استرپتومايسين به عنوان دارو برعليه عفونت هاي باكتريايي استفاده مي شود. روش كار اين آنتي بيوتيك مختل كردن عمل ترجمه با تأثير برريبوزوم است.
الف ) چرا اين دارو نمي تواند اثر مضري برسلولهاي يوكاريوتي داشته باشد؟
1ـ افراد سالم و مبتلا به بيماري آلكاپتونوريا در كدام مشتركند؟
1) توليد هموجنتيسيك اسيد 2) سياه شدن ادرار در مجاورت هوا
3) توليد آنزيم تجزيه كننده هموجنتيسيك اسيد 4) دفع هموجنتيسيك اسيد از بدن
2ـ كدام در انسان فاقد ژن هموگلوبين است؟
1)پلاسموسيت 2) اريتروسيت بالغ 3) ماستوسيت 4) لنفوسيت B
3ـ در جانداري تنظيم بيان ژن بعد از حذف رونوشت اينترون صورت گرفته است. آن جاندار:
1)پروكاريوت است. 2) يوكاريوت است.
3) ممكن است پروكاريوت يايوكاريوت باشد. 4)ويروس مي باشد.
4ـ كدام در لوله آزمايش نيرنبرگ و همكارانش فعاليتي نداشته است؟
1) آنزيم 2) tRNA 3) RNA پلي مراز 4) ريبوزوم
5ـ رونويسي همه جانداران زير در سيتوسل رخ مي دهد به جزء …………….. .
1) تريكودنيا 2) اشريشياكلي 3) آنابنا 4) استرپتوكوكوس نومونيا
6ـ احتمال تشكيل كدون فاقد يوراسيل چقدر است؟
۱)۲۷ ۲)۲۷ ۳)۸ ۴)۶۴
۲۵۶ ۶۴ ۶۴ ۲۵۶
7ـ در مسير بيوسنتزي آرژينين چند پيش ماده در محيط كشت حداقل وجود داشته است؟
1) 3 2) 2 3) 1 4) 4
8ـ كدام نشان دهنده پايان رونويسي است؟
1) قرار گرفتن عامل پايان رونويسي در جايگاه A ريبوزوم 2) تشخيص جايگاه پايان رونويسي
3) برخورد RNA پلي مراز به جايگاه پايان رونويسي 4) رونويسي جايگاه پايان رونويسي
9ـ در كدام ساختار بازيورا سيل وجود دارد؟
1) توالي افزاينده 2) جايگاه پايان رونويسي 3) راه انداز 4) رونوشت اگزون
10ـ مونومرهاي مولكول mRNA و RNA پلي مراز I به ترتيب از طريق چه پيوندي به هم متصل اند؟
1) فسفودي استر ـ فسفودي استر 2) فسفودي استر ـ پپتيدي
3) هيدروژني ـ پپتيدي 4) هيدروژني ـ فسفودي استر
11ـ عامل پايان ترجمه در ………………. فعاليت نمي كند.
1) سيتوسل 2) ماتريكس 3) استروما 4) شيره هسته
12ـ در مورد پروتئين كراتين يك فرد همه موارد صحيح است به جزء:
1) يكي از پروتئين هاي مومي باشد.
2) ژن آن در سلولهاي خاصي از پوست بيان مي شود.
3) ژن آن فقط در سلولهاي خاصي از پوست وجود دارد.
4) در ساختار خود بيش از يك آمينواسيد سرين دارد.
13ـ سلولهاي يك فرد در كدام ويژكي يكسانند؟
1) شكل 2) كار 3) نوع پروتئين 4) محتوي ژنتيك
14ـ اگر بخش رمز گردان ژني 78 نوكلئوتيد داشته باشد چند پيوند پپتيدي در اسيد آمينه حاصل از اين بخش مشاهده مي شود؟ (با فرض اينكه ژن فاقد اينترون باشد)
1) 26 2) 25 3) 12 4) 11
15ـ با فرض اينكه در يك زنجيره پلي پپتيدي باكتري E.coli 51 آمينو اسيد موجود باشد. در ژن ساختاري توليد كننده اين آمينو اسيد حداكثر چند پيوند فسفودي استر وجود دارد؟
1) 310 2) 155 3) 156 4) 312
16) در پژوهشهاي آقاي بيدل و تيتوم هدف از انتقال هاگهاي پرتوديده به محيط حداقل چه بوده است؟
1) اطمينان از روي دادن جهش 2) مشخص كردن نوع جهش هاي ايجاد شده
3) تكثير هاگهاي جهش يافته 4) جدا كردن هاگهاي جهش يافته از جهش نيافته
17) بخشي از mRNA فاقد بازهاي A و U است كدون هاي اين بخش جداكثر چند آمينواسيد را بوجود مي آورند؟
1) 8 2) كمتر از 8 3) 27 4) 64
18ـ از مخلوطي كه 20 درصد نوكلئوتيد G و 80 درصد نوكلئوتيد C دارد يك mRNA ساخته شد. فراواني كدون هائي كه mRNA در آن دونوكلئوتيد G و يك نوكلئوتيد C دارد چقدر است؟
1) 96 درصد 2) 16 درصد 3) 32 درصد 4) 64 درصد
19ـ اگر براي بالغ شد يك mRNA اوليه يوكاريوتي ده پيوند فسفودي استر شكسته شود رمزگردان ژن اين mRNA داراي …………… اگزون است.
1) 10 2) 7 3) 8 4) 6
20ـ در اثر تابش پرتو X به كپك نوروسپورا نتايج زير بدست آيد. مسير سنتز از ماده X كدام است.
الف) برخي رشد در محيط حداقل + ماده A
ب) برخي رشد در محيط حداقل + ماده A يا B
ج) برخي رشد در محيط حداقل + ماده A ، B يا C
X ------> C ------> B ------> A (۲
X ------> A ------> B ------> C (۳
X ------> B ------> A ------> C (۴
